العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
122
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
على اللَّه يعنى ما چه عذر و بهانهاى داريم كه توكل بر خدا نكنيم - و قد هدينا سبلنا - با اينكه ما را به راه سعادت و معرفت و شناخت هدايت فرموده و ميدانيم كه كارها بدست او است الذين صبروا و على ربهم يتوكلون - يعنى آنان كه در مقابل آزار و اذيت كفار صبر نموده و تحمل دورى از وطن و ديار كرده و كارهاى خود را به او واگذار و توكل بر او نمودند - ما لا يملك لهم رزقا - پرستش ميكنند چيزى را كه نميتواند رزقى را براى آنان تامين كند و لا يستطيعون و خود كفار هم استطاعت و توانائى تامين روزى را ندارند با اينكه داراى حياه و شعور هستند تا چه رسد به آن بتهائى كه جماد و فاقد شعورند - أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا - بجز من خدائى كه كار خود را به او واگذار كنيد . انتخاب نكنيد - قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ - آنهائى را كه جز او مىپنداريد خدا هستند . مانند ملائكه و يا مسيح و يا عزيز و يا ديگر چيزها بخوانيد و از آنها استمداد كنيد - فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ - كه نميتوانند مشكلات را از قبيل مرض و قحطى و فقر از شما بر طرف كنند - و لا تحويلا - و نميتوانند اين ناراحتيها را از شما به ديگران منتقل كنند - ما لهم من ولى براى اين آسمان و زمين سرپرست و مدبرى جز او نيست - و لا يشرك في حكمه احدا - و در قضاء الهى احدى شريك نيست - ليكونوا لهم عزا - به منظور كسب عزت اين بتها را مىپرستند كه اينها شفيع آنان بشوند نزد خدا - كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا - تصور باطل و پوچ است : على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه روايت كرده . كه همين مشركان روز قيامت ضديت و دشمنى با بتها خواهند نمود و از آنها و از عبادت آنها برائت و دورى خواهند نمود . سپس حضرت فرمود عبادت و بندگى همين سجده و ركوع نيست . عبادت همانا سر بفرمان و بردگى كردن براى قدرتمندان است . هر آن كس كه اطاعت نمايد مخلوقى را در عملى كه معصيت خدا است فقد عبده چنين شخصى عبادت كرده او را . فاوجس في نفسه خيفه . موسى در دل خود احساس خوف و وحشت نمود . لبئس المولى بد ناصر و ياورى است و لبئس العشير و چه همراه بدى است دوزخ . - من كان يظن ان لن ينصره اللَّه تا آخر آيه - گفته شده كه معناى آيه چنين است . خداوند رسولش را در دنيا و آخرت نصرت و يارى خواهد نمود . و هر كس كه بر خلاف اين حقيقت مىپندارد و از شدت غيظ و خشم در انتظار شكست پيامبر هست و خيال مىكند كه رسول خدا نصرت و پيروزى را بدست نمىآورد . براى فرو نشستن خشم خود هر چه نيرو دارد به كار بندد همچنان كه افراد خشمگين كه سرتاسر وجودش را غيظ و خشم گرفته از هر طريق كه توهم رسيدن بهدف در آن باشد استفاده ميكنند حتى ممكن است راه انتحار و خودكشى را هم اتخاذ كنند كه ريسمانى از سقف خانه آويخته و خود را حلق آويز نمايند به خيال اينكه از ناراحتى نجات يابند . و يا به اين معنا باشد كه اين